روی شیروانی داغ
یادآوریهای احمد ابوالفتحی
ما جهانی ها
آیا روزی نخواهد رسید که "ما ایرانی ها" یا مثلن "ما آلمانی ها" خودمان را "ما جهانی ها" بنامیم؟ یعنی از چیزی فراتر از ملیت هویت بگیریم؟اگر که آن رویا/کابوس قدیمی رخ دهد و موجودات بیگانه ای در سیاره ای دیگر دوستانه یا خصمانه نقش "دیگری" را در برابر "ما زمینی ها" بر عهده بگیرند واضح است که ما هویتی فراملی خواهیم یافت. هویتی سیاره ای. اما آیا بدون وجود "دیگری" امکان دارد که روزی خودمان را "ما جهانی ها" معرفی کنیم؟
دوست دارم روزی بتوانم خودمان را "ما جهانی ها" خطاب کنم. هر چند که مطمئنم این آرزو را به گور خواهم برد.
دلم می خواست "می 68" در پاریس باشم و مثل خیلی های دیگر فریاد بکشم: "همه ی ما یهودی آلمانی هستیم." حس می کنم این قشنگ ترین ، انسانی ترین و آرمانی ترین شعاری است که در عمرم شنیده ام. شعاری که چند میلیون پاریسی وقتی که دولت قصد داشت آن دانشجوی یک لا قبا "دانیل کوهن بندیت" را از فرانسه اخراج کند سر دادند.
همه ی ما آدم هستیم.
برچسبها: همينطوري
صدوپنجاه نکته در حوالیِ ویرایش
نکته های ویرایش _همان طور که انتظار داشتم_ یکی از جذاب ترین کتاب هایی بود که از نمایشگاه امسال خریدم. صدوپنجاه یادداشت کوتاه _و البته گاهی کمی بلندتر از کوتاه_ از علی صلح جو _یکی از اولین ویراستارهای ایران_ که به نظر من تمام خصوصیات یک یادداشت وبلاگی را دارند.
"اینها یادداشتهایی است که ضمن کار نوشته ام. موضوعات و نکته هایی به نظرم جالب آمده و از چند سطر تا چند صفحه دربارۀ آنها نوشته ام. (نکته های ویرایش. ص.1)"
صلح جو این صدوپنجاه یادداشت را در فصل هایی دسته بندی کرده: اختصار, اعراب، پاراگراف، پانوشت، جنسیت، و... _این خط را به شیوۀ آکسفوردی ویرگول گذاری کردم. برای اطلاعات بیشتر به کتاب نکته های ویرایش, یادداشتِ ویرگول قبل از "و" مراجعه شود!_ کتاب پر است خاطره های قشنگ، یادآوری های به جا و نکته های بدیع درباره ی فرآیند تولید متن.
" سگ بچه: دکتر مهدی محقق نقل می کند که روزی در کلاس درس ادیب نیشابوری نشسته بوده و موضوع درس دربارۀ ناصرخسرو بوده است. در این جلسه, شعری از ناصرخسرو مطرح می شود که در آن به کسانی اشاره می شود که سگ بچه می خورند و شاعر آنها را از این عمل نهی می کند. محقق از استاد می پرسد که آیا اصولآ کسانی هستند که سگ بچه بخورند, چون این عمل عجیب می نماید. ادیب نیشابوری می گوید که نه عجیب نیست. محقق حرف استاد را می پذیرد اما باطنآ مجاب نمی شود. بعدها معلوم می شود که خطا ناشی از بدخوانی نسخۀ خطی بوده است. قضیه این بوده که کاتب نسخۀ خطی «سیک پخته» را سگ بچه خوانده است! سیک پخته (= سه یک پخته) نوعی شراب است که سه بار آن را تقطیر یا تخمیر می کنند تا پرمایه و قوی شود. عقل سلیم همواره مشکل گشاست. بسیاری از غلطهای عجیب و غریب در برخی از ترجمه های امروزی ناشی از فقدان شعور متعارف است. اگر به این قابلیت خود تکیهکنیم و قضایای عجیب و متناقض را نپذیریم, پاسخ درست را خواهیم یافت. (نکته های ویرایش. ص. 185_شیوۀ نوشتار مطابق کتاب است_)"
البته کتاب می توانست کامل تر باشد. بحث دامنه دار جدانویسی به اندازه ی کافی مورد توجه کتاب نیست "در این کتاب اصل بر جدانویسی نیست." مواردی مثل تبدیل تنوین انتهای کلمه به "ن" که در شیوۀ نوشتار بسیاری _از جمله خود من_ رواج دارد هم مورد توجه قرار نگرفته و البته این ایرادی بر کتاب نیست. اساسن قرار نبوده که "نکته های ویرایش" یک کتاب جامع باشد. نکته های ویرایش 150 یاداشت جذاب است درحوالیِ ویرایش. همین و تمام. این کتاب را نشر مرکز منتشر کرده است.
"هزیمت فرانسه و هجوم انگلیس: ناگهان دیدیم که "اتازونی" رفت و به جایش "ایالات متحده" آمد. همراه با آن, "دینوزورها" فرار کردند و "دایناسورها" جای آن ها را گرفتند.(ص. 59)"
"اینها یادداشتهایی است که ضمن کار نوشته ام. موضوعات و نکته هایی به نظرم جالب آمده و از چند سطر تا چند صفحه دربارۀ آنها نوشته ام. (نکته های ویرایش. ص.1)"
صلح جو این صدوپنجاه یادداشت را در فصل هایی دسته بندی کرده: اختصار, اعراب، پاراگراف، پانوشت، جنسیت، و... _این خط را به شیوۀ آکسفوردی ویرگول گذاری کردم. برای اطلاعات بیشتر به کتاب نکته های ویرایش, یادداشتِ ویرگول قبل از "و" مراجعه شود!_ کتاب پر است خاطره های قشنگ، یادآوری های به جا و نکته های بدیع درباره ی فرآیند تولید متن.
" سگ بچه: دکتر مهدی محقق نقل می کند که روزی در کلاس درس ادیب نیشابوری نشسته بوده و موضوع درس دربارۀ ناصرخسرو بوده است. در این جلسه, شعری از ناصرخسرو مطرح می شود که در آن به کسانی اشاره می شود که سگ بچه می خورند و شاعر آنها را از این عمل نهی می کند. محقق از استاد می پرسد که آیا اصولآ کسانی هستند که سگ بچه بخورند, چون این عمل عجیب می نماید. ادیب نیشابوری می گوید که نه عجیب نیست. محقق حرف استاد را می پذیرد اما باطنآ مجاب نمی شود. بعدها معلوم می شود که خطا ناشی از بدخوانی نسخۀ خطی بوده است. قضیه این بوده که کاتب نسخۀ خطی «سیک پخته» را سگ بچه خوانده است! سیک پخته (= سه یک پخته) نوعی شراب است که سه بار آن را تقطیر یا تخمیر می کنند تا پرمایه و قوی شود. عقل سلیم همواره مشکل گشاست. بسیاری از غلطهای عجیب و غریب در برخی از ترجمه های امروزی ناشی از فقدان شعور متعارف است. اگر به این قابلیت خود تکیهکنیم و قضایای عجیب و متناقض را نپذیریم, پاسخ درست را خواهیم یافت. (نکته های ویرایش. ص. 185_شیوۀ نوشتار مطابق کتاب است_)"البته کتاب می توانست کامل تر باشد. بحث دامنه دار جدانویسی به اندازه ی کافی مورد توجه کتاب نیست "در این کتاب اصل بر جدانویسی نیست." مواردی مثل تبدیل تنوین انتهای کلمه به "ن" که در شیوۀ نوشتار بسیاری _از جمله خود من_ رواج دارد هم مورد توجه قرار نگرفته و البته این ایرادی بر کتاب نیست. اساسن قرار نبوده که "نکته های ویرایش" یک کتاب جامع باشد. نکته های ویرایش 150 یاداشت جذاب است درحوالیِ ویرایش. همین و تمام. این کتاب را نشر مرکز منتشر کرده است.
"هزیمت فرانسه و هجوم انگلیس: ناگهان دیدیم که "اتازونی" رفت و به جایش "ایالات متحده" آمد. همراه با آن, "دینوزورها" فرار کردند و "دایناسورها" جای آن ها را گرفتند.(ص. 59)"
برچسبها: خوانده هام
یک ناشر در راه اهواز- تهران گم شده است
عدنان غریفی مجموعه داستان "شنل پوش در مه" را در اولین سال های دهه ی پنجاه منتشر کرد. یک مجموعه داستان خیلی خوب که جایگاه ادبیِ او را تعیین کرد. این مجموعه داستان از همان سال ها تا پائیز سال 86 تقریبن نایاب بود. در پائیز 86 یک ناشر شهرستانی این مجموعه را تجدید چاپ کرد. تجدید چاپ این اثر می توانست یک اتفاق باشد اگر...
آن ناشر شهرستانی اسمش "نشر رسش" است. چند سالی هست که در اهواز مشغول به کار است و اهل ادب خوزستان "از جمله مصطفی مستور, عدنان, بهزاد خواجات و مصطفی رستگاری" به آن اطمینان کرده اند و بعضی کارهاشان را برای انتشار به این ناشر سپرده اند اما نتیجه؟ من نام کتاب "شنل پوش در مه" را گوگل کردم و حتی یک نتیجه که به تجدید چاپ این کتاب اشاره کرده باشد نیافتم. انگاری که این ناشر که کتاب های خوبی را هم منتشر کرده در مسیر اهواز- تهران گم شده است.
دارم به این می اندیشم که وقتی کتاب مهمی مثل "شنل پوش در مه" این گونه نادیده می ماند دیگر کتاب های یک ناشر شهرستانی مثل نشر رسش با چه سرنوشتی رو به رو می شوند.
بعضی از کتاب های نشر رسش که در نمایشگاه هم قابل تهیه هستند:
ساعت گرینویچ. آن بیتی. ترجمه: احمد اخوت
پاکت ها. کارور. ترجمه: مستور "این کتاب به چاپ دوم رسیده"
عشق روی پیاده رو. مستور "چاپ چهارم"
طبیعت زنده چند زن. کیارنگ علایی
منازعه در پیراهن. خواجات
چهار آپارتمان در تهران پارس. عدنان غریفی "این کتاب بار اول در هلند منتشر شده"
شنل پوش در مه. عدنان
نکته: درباره رسم الخط مزخرف این مطلب ارجاع می دهم به توضیح نالازم مطلب قبل.
نکته 2: قالب این وبلاگ دیگه تا مدتی نامعلوم تغییر نمی کنه. قول می دم!
نکته 3: شاید فردا درباره نشر فردای اصفهان و نشر فرهنگ ایلیای رشت بنویسم. شاید هم ننویسم! نشر فرهنگ ایلیا مجموعه گفتگوهای محمد تقی صالح پور با شاعرانی مثل فروغ, اخوان و... در بازار "یک نشریه ادبی مربوط به دهه 40" را منتشر کرده. نشر فردا هم که احتمالن معرف حضور هست.
برچسبها: خوانده هام

