يک فيلم از بهرام بيضايي
چرا وقتي که فيلم جديدش به تدوين رسيد جشن گرفتم؟ چرا که هنوز داغ زنگي و رومي آخرين فيلم تقوايي که از هزاران سال پيش تا به حال در مرحلهي مرگ فيکس شده روي دلم مانده است. چرا وقتي خواندم قرار است کتابش منتشر شود خوشحال شدم؟ چرا که اينبار کتابش يکي از آن فيلمنامهها و نمايشنامههاي محکوم به ديده نشدن نبود. کتابي بود در امتداد پژوهشهايش در باب نمايش.

شادي من به شادي قماربازي ميماند که همهچيزش را باخته و حالا خوشحال است از اينکه پولي کف دستش گذاشتهاند تا دو تا نان بگيرد و سق بزند. بله عزيزم. آثار بيضايي براي من حکم آن دو تا نان را دارد. که بگيرم و سق بزنم.
اميدوارم خناسهايي که زندگيشان از طريق کشتن آثار فرهنگي تامين ميشود اينبار نتوانند ما و بيضايي را تلخکام کنند.
فيلم "وقتي همه خوابيم" به زودي تدوين مي شود "؟"
کتاب "هزار افسان کجاست؟" به زودي منتشر مي شود "؟"
اميدوارم خناسهايي که زندگيشان از طريق کشتن آثار فرهنگي تامين ميشود اينبار نتوانند ما و بيضايي را تلخکام کنند.
فيلم "وقتي همه خوابيم" به زودي تدوين مي شود "؟"
کتاب "هزار افسان کجاست؟" به زودي منتشر مي شود "؟"
برچسبها: روزانهگی